Traducció de "baba" a persa

بابا, پدر són les principals traduccions de "baba" a persa. Exemple de frase traduïda: Una Testimoni que es diu Babita va dir: «Els ancians van posar les nostres necessitats per davant de les seves. ↔ یکی از شاهدان یَهُوَه به نام بابیتا میگوید: «پیران مسیحی بیشتر به فکر رفاه حال همایمانانشان بودند تا به فکر خود.

baba
+ Afegiu

català - persa diccionari

  • بابا

    noun
  • پدر

    noun
  • Mostra traduccions creades algorítmicament

Traduccions automàtiques de " baba " a persa

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
Afegiu

Traduccions de "baba" a persa en context, memòria de traducció

Una Testimoni que es diu Babita va dir: «Els ancians van posar les nostres necessitats per davant de les seves.
یکی از شاهدان یَهُوَه به نام بابیتا میگوید: «پیران مسیحی بیشتر به فکر رفاه حال همایمانانشان بودند تا به فکر خود.
No va lluitar en la batalla de son germà, babau.
اون که توي نبرد برادرش نجنگيده, کوته فکر!
Fugiu, babaus!
پرواز کن ، احمق جان
Dit d'una altra manera, en Babe no va haver de muntar la Doris.
يعني ديگه بيب لازم نيست جونش رو بخطر بندازه تا دوباره بره تو دوريس.
Quan arribes a l'edat de 9 anys, ja has après, primer de tot, que la gent que s'equivoca son babaus ganduls i irresponsables -- i en segon lloc, que la manera de tenir èxit a la vida és no equivocar-se mai.
پس شما وقتی ۹ ساله هستید، اتوماتیک یاد میگیرید که اولا آدمایی که اشتباه میکنند، تنبل و بی-مسولیتند -- پس شما وقتی ۹ ساله هستید، اتوماتیک یاد میگیرید که اولا آدمایی که اشتباه میکنند، تنبل و بی-مسولیتند -- پس شما وقتی ۹ ساله هستید، اتوماتیک یاد میگیرید که اولا آدمایی که اشتباه میکنند، تنبل و بی-مسولیتند -- پس شما وقتی ۹ ساله هستید، اتوماتیک یاد میگیرید که اولا آدمایی که اشتباه میکنند، تنبل و بی-مسولیتند -- دوماً راه رسیدن به موفقیت در زندگی اینه که هیچوقت اشتباه نکنید. دوماً راه رسیدن به موفقیت در زندگی اینه که هیچوقت اشتباه نکنید. دوماً راه رسیدن به موفقیت در زندگی اینه که هیچوقت اشتباه نکنید.